|
دو شنبه 2 مرداد 1391برچسب:, :: 23:24 :: نويسنده : فرشته کوچولو
یه بار یه رشتیه کتاب مینویسه اول کتابش می نویسه: تقدیم به پدرم که دوست بابام بود!!!!!! گرگه داشته شل شل راه میرفته. ازش میپرسن: چی شده؟ میگه: رفتم دم خونه ی شنگول و منگول و حبه انگور. بعد گفتم منم منم مادرتون. از بخت بد باباهه خونه بود و حرف ما رو هم باور کرد!! نظرات شما عزیزان:
سلام خسته نباشين وبلاگتون عاليه ممنون ميشو ب آلاچيق منم سر بزنين
پاسخ:مرسی نفسی ای ب چشم
درود، ممنون كه وبمو لينك كردين، اگه سوالي در مورد وبلاگ براتون پيش اومد بهم بگين در حد توانم راهنماييتون ميكنم. شماهم با افتخار لينك شدين.بدرود.
پاسخ: mccccccccccccccccc fadaton ![]()
![]() |